هو الحق

خلاصه ای از تاریخ انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام اجمعین(حضرت ذوالکفل علیه السلام)

خلاصه شناسه حضرت ذوالکفل علیه السلام

_لقب و اسم : اکثرا تاریخ نویسان لقب آن حضرت را ذوالکفل و نام ایشان را حزقیل نگاشته اند .

_نام پدر : ادریم

_ظهور : 4830 سال بعد از هبوط

_مدت عمر : 75 سال

_محل دفن : قبر حضرت ذوالکفل علیه السلام در محلی مابین شهر کوفه و حله است .

_نسب : حضرت ذوالکفل علیه السلام را برخی همان حضرت الیاس علیه السلام و بعضی حضرت یسع علیه السلام و برخی دیگر حضرت زکریا علیه السلام دانسته اند اما آنچه که مسلم است ایشان پیامبری بوده که پس از حضرت سلیمان علیه السلام کفالت امور 70 پیغمبر را بعهده داشت .

خلاصه ای از زندگینامه حضرت ذوالکفل علیه السلام

مرحوم مجلسی در کتاب حیات القلوب از امامزاده عبد العظیم رحمه الله علیه نقل شده است که به خدمت امام محمد تقی علیه السلام نامه ای نوشت و سوال نمود از نام حضرت ذوالکفل علیه السلام و اینکه آن حضرت آیا جزو انبیاء الهی  بودند و یا خیر ؟

آن حضرت در جواب نامه مرقوم داشتند که "خداوند 124 هزار پیامبر بر بنی آدم مبعوث گردانید که 313 نفر از ایشان مرسل بودند که ذوالکفل نیز از جمله ایشان بود و ایشان بعد از حضرت سلیمان علیه السلام مبعوث شدند و او در میان مردم حکم می نمود و هرگز غضب نفرمود مگر برای رضای خداوند و نام ایشان «عویویا» بود و همانا خداوند متعال در قران فرموده است یاد کن اسماعیل و ذوالکفل را که هر یک از ایشان از جمله نیکان بودند"

فهرست سوره ها ایاتی که نام حضرت ذوالکفل علیه السلام در آنان ذکر شده است .

_سوره انبیاء ؛ آیه 85

_سوره ص ؛ آیه 48

یاحق

 

دوشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸۸ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()

هو الحق

خلاصه شناسه حضرت زکریا علیه السلام

_معنای اسم : در زبان عبری بمعنای کسی که خداوند او را یاد می کند .

_نام پدر : برخیا

_ظهور : 5500 سال بعد از هبوط

_مدت عمر : 115 سال

_محل بعثت : فلسطین

_محل دفن : بیت المقدس

_نسب : طبق نوشته تاریخ یعقوبی زکریا بن برخیا بن شو بن نجرائیل بن سهلون بن ارسوا بن شویل بن یعود بن موسی بن عمران علیهم السلام اجمعین

_تعداد فرزندان : یک پسر بنام یحیی

خلاصه ای از زندگینامه حضرت زکریا علیه السلام

حضرت زکریا علیه السلام بیشتر اوقات خود را بعبادت حق تعالی و موعظه و اندرز بندگان خدا صرف می نمودند تا اینکه بنا بدستور پادشاه ظالم زمان خویش فرزندش حضرت یحیی علیه السلام را به قتل رسانیدند و از طرف دیگر خود حضرت زکریا علیه السلام تحت تعقیب پادشاه و افراد حکومت قرار گرفت . روی این اصل بناچار از شهر خارج شده و در یک باغی در اطراف بیت المقدس در میان درختی پنهان گردید . مامورین حکومتی شاه ظالم بنا به راهنمائی شیطان لعین کنار درخت آمده و درخت را با اره دو نیم کردند و حضرت زکریا علیه السلام نیز دو نیم شد ...والله اعلم

شایان ذکر است که محراب حضرت زکریا علیه السلام در مسجد الاقصی مشهود است .

فهرست سوره ها و آیاتی که نام حضرت زکریا علیه السلام در آنان ذکر شده است .

_سوره آل عمران ؛ آیات 37 ، 38

_سوره انعام ؛ آیه 85

_سوره مریم ؛ آیات 2 ، 7

_سوره انبیاء ؛ آیه 89

یاحق

 

شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-language:AR-SA;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

هو الحق

 

خلاصه ای از تاریخ انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام اجمعین (حضرت ابراهیم علیه السلام)

خلاصه شناسه حضرت ابراهیم علیه السلام

_ادوار نبوت : دوره سوم نبوت

_لقب : خلیل الله

_معنای اسم : ابراهیم یا ابرام بزبان عبری که به معنای پدر عالی است .

_نام پدر : تارخ

_نام مادر : ورقه

_تاریخ ولادت : 3323 سال بعد از هبوط

_مدت عمر : 175 سال

_بعثت : در منطقه بابل

_محل دفن : در شهر خلیل الرحمان واقع در کشور فلسطین

_نسب : ابراهیم بن تارخ بن ناحور بن سروج بن رعو بن فالج بن عابر بن شالخ بن ارفحشد بن

سام بن نوح علیهم السلام اجمعین

 تعداد فرزندان : بنا به روایتی 13 فرزند داشتند .

مختصری از زندگانی حضرت ابراهیم علیه السلام

حضرت ابراهیم علیه السلام از پیامبران اولوا العزم الهی است که محل تولد آن حضرت در شهر آور در نزدیکی رود خانه فرات می باشد آنحضرت در زمان سلطنت نی نیاس (نمرود ثانی )پسر سمیرا میس ملکه افسانه ای متولد شده و در همانجا رشد نمود . چون آنحضرت بتها را نکوهش میکرد و آنها را در هم می شگست ، در تاریخ به ابراهیم بت شکن مشهور شده است حضرت ابراهیم نیز مانند دیگر پیامبران مردم را از بت پرستی منع و به پرستش خدای یگانه دعوت می نمود به همین جهت نمرود طرح سوزاندن آن بزرگوار را پی ریزی کرد اما آتش بنا به دستور الهی سرد شد و آن حضرت بدون ذره ای صدمه جانی به سلامت از آتش خارج شدند . لازم به ذکر است که تجدید بنای خانه کعبه بدست آنحضرت و فرزندش حضرت اسماعیل(ذبیح الله) علیهم السلام صورت گرفت .

فهرست سوره ها و آیاتی که نام مبارک آن بزرگوار در آنها ذکر شده است  

_سوره بقره ؛ آیات 124 ، 125 ، 126 ، 127 ، 130 ، 132 ، 133 ، 135 ، 136 ، 140 ، 258 ، 260

_سوره آل عمران ؛ آیات 33 ، 65 ، 67 ، 68 ، 84 ، 95 ، 97

_سوره نساء ؛ آیات 54 ، 125 ، 163

_سوره توبه ؛ آیات 70 ، 114

_سوره هود ؛ آیات 69 ، 74 ، 75 ، 76

_سوره یوسف ؛ آیات 6 ، 38

_سوره ابراهیم ؛ آیه 35

_سوره حجر ؛ آیه 51

_سوره نحل ؛ آیات 120 ، 123

_سوره مریم ؛ آیات 41 ، 46 ، 58

_سوره انبیاء ؛ آیات 51 ، 60 ، 62 ، 69

_سوره حج ؛ آیات 26 ، 43 ، 78

_سوره شعراء ؛ آیه 69

_سوره عنکبوت ؛ آیات 16 ، 31

_سوره احزاب ؛ آیه 7

_سوره صافات ؛ آیات 83 ، 104 ، 109

_سوره ص ؛ آیه 45

_سوره شوری ؛ آیه 13

_سوره زخرف ؛ آیه 26

_سوره ذاریات ؛ آیه 24

_سوره نجم ؛ آیه 37

_سوره حدید ؛ آیه 26

_سوره ممتحنه ؛ آیه 4

_سوره اعلی ؛ آیه 19

 

یاحق

 

پنجشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸۸ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()
پنجشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸۸ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()
تگ ها:

 

هو الحق

خلاصه ای از شناسه حضرت آدم علیه السلام

_ادوار نبوت : دوره اول نبوت

_لقب : خلیفه الله

_کنیه : ابوالبشر

_معنای اسم : کلمه آدم یعنی آفریده شده از سطح زمین

_پدر و مادر : با توجه به متن قران مبین و روایات متعدد حضرت آدم علیه السلام و همسرش را خداوند متعال از خاک آفریده و جان در او دمید.

_تاریخ ولادت :  اطلاع دقیقی در دست نیست .

_مدت عمر : 930 سال

_محل هبوط : آن حضرت در کوه صفا و بنا به قول مشهور در کوه سر الذیب فرود آمد.

_محل دفن : نجف الاشرف در کشور عراق

_نسب : بعد از اینکه خداوند متعال طبق نص قران و روایات ائمه اطهار علیه السلام خلقت آسمانها و زمین و مخلوقات دیگر را اراده نمود ، سرآمد مخلوقات یعنی انسان را آفرید و اولین انسان را بعنوان اولین پیامبر در روی زمین مستقر نمود و ازحضرت آدم علیه السلام بعنوان اولین پیامبر در قران یاد شده  است .

_تعداد فرزندان : اطلاع دقیقی در دست نیست ولی از برخی شواهد و قرائن معلوم می شود فرزندان زیادی داشتند .

مختصری از زندگانی انحضرت

خداوند متعال بعد از اینکه حضرت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیها را آفرید به آنها اجازه داد در بهشت زندگی کنند و از تمامی نعم آن بهره برند بجز از میوه درختی که ایشان را از تناول نمودن آن ممنوع نمود . و عقوبت نافرمانی از این امر الهی را رانده شدن و یا بعبارتی بهتر هبوط از سرزمین خوبان قرار داد . ولی متاسفانه حضرت آدم علیه السلام و حضرت حوا سلام الله علیها بر اثر وسوسه های ابلیس رانده شده از فرمان خدا غفلت نموده و از میوه درخت ممنوعه تناول نمودند و به امر الهی ایشان از بهشت رانده شدند و در قسمتی از زمین (بنا بقول مشهور در کوه سر الذیب) مستقر گشتند .

بعد از اینکه ایشان از بهشت رانده شدند برای جبران نافرمانی خویش و جلب رضایت حق توبه نموده و سالها بدرگاه خداوند گریه و ندبه نمودند بطوریکه در قران مبین از کلماتی سخن به میان آمده که حضرت آدم و حوا علیهم السلام  آن کلمات را وسیله ذکر جهت توه خویش قرار دادند.

صاحب کتاب درّ ثمین در تفسیر (آیه- 37- سوره بقره که میفرماید:) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ روایت میکند که حضرت آدم علیه السّلام نام‏هاى مبارک پیغمبر اسلام و امامان علیهم السّلام را در عرش دید! جبرئیل به آن حضرت تعلیم داد تا فرمود:

یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان.

هنگامى که نام حسین را ذکر نمود اشکهایش جارى و قلب مبارکش شکست.

آنگاه بجبرئیل گفت: چرا وقتى نام پنجمى ایشان را ذکر میکنم قلبم میشکند و اشکم جارى مى‏شود!؟ جبرئیل گفت: این پسر تو دچار یک مصیبتى خواهد شد که مصائب دیگر در مقابل آن کوچک خواهند بود: حضرت آدم فرمود: چه مصیبتى؟ جبرئیل گفت: حسین در حالى شهید مى‏شود که عطشان، غریب، تنها، بى‏یاور و بى‏معین خواهد بود. اى آدم! کار تشنگى آن حضرت بجائى میرسد که آسمان بنظرش مثل دود خواهد آمد. کسى جوابش را نمیگوید مگر با شمشیر، تا اینکه جرعه مرگ را بیاشامد. آن حضرت را نظیر گوسفند از قفا سر مى‏برند، خیمه‏هایش را به یغما میبرند، سر مبارک وى و یارانش را در شهرها میگردانند، زن و بچه‏هایش را به اسیرى خواهند برد. در علم خدا این طور سبقت یافته است. سپس حضرت آدم و جبرئیل نظیر زن جوان مرده گریان شدند.

نکته مهم : شایان ذکر است که خانه کعبه از بناهای حضرت آدم و حضرت ابراهیم خلیل الله علیهما السلام می باشد

فهرست سوره ها و آیاتی که نام مبارک حضرت آدم ذکر شده است

سوره بقره آیات 31 ؛ 33 ؛ 34 ؛ 35 ؛ 37

سوره آل عمران آیات 33 ؛ 59

سوره مائده آیه 27

سوره اعراف آیات 11 ؛ 19 ؛ 26 ؛ 27 ؛ 31 ؛ 35 ؛ 172

سوره اسراء آیات 61 ؛ 70

سوره کهف آیه 50

سوره مریم آیه 58

سوره طه آیات 115 ؛ 116 ؛ 117 ؛ 120 ؛ 121

سوره یس آیه 60

یاحق

چهارشنبه ۱ مهر ،۱۳۸۸ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()
تگ ها: خلیفه الله و آدم

 

هو الحق

روایتی در مورد تعداد انبیاء الهی

جناب ابوذر رحمه الله علیه روایت نموده اند ؛ هنگامی که در مسجد حضرت ختمی مرتبت صل الله علیه و آله و سلم را تنها یافتم فرصت را غنیمت شمرده و سوالاتی از ایشان پرسیدم ؛در اینجا به فراخور عنوان مورد بحث قسمتی از این پرسش و پاسخ را برایتان آماده تهیه و تنظیم کردیم.

(جناب ابوذر رحمه الله علیه می گوید)پرسیدم: یا رسول اللّه پیمبران چندند؟ فرمود: یکصد و بیست و چهار هزار، عرض کردم: پیمبران مرسل (که علاوه بر پیغمبرى مقام بالاترى به نام رسالت هم دارند که در تفسیر آن خلاف است) چندند؟ فرمود: سیصد و سیزده نفر، عده‏ى زیادى، گفتم نخستین پیغمبر که بود؟ فرمود: آدم.

گفتم او مرسل هم بود فرمود: آرى، خداوند وى را به دست (قدرت) خویش آفرید و از روح خود در آن دمید. ابوذر! چهار نفر از پیمبران سریانى بودند: آدم، شیث، اخنوخ یعنى ادریس- اول کسى که خط نوشت- و حضرت نوح؛ چهار تن از آنها هم عرب بود: هود، صالح، شعیب، و پیغمبر تو محمد؛ نخستین پیغمبر اسرائیلى موسى بود و آخرشان عیسى و ششصد پیغمبر در بنى اسرائیل مبعوث شد.

عرض کردم: یا رسول اللّه چند کتاب از جانب خدا آمده؟ فرمود: صد و چهار کتاب: پنجاه صحیفه بر شیث، سى صحیفه بر ادریس، بیست صحیفه بر ابراهیم، تورات، انجیل، زبور و قرآن؛ گفتم: یا رسول اللّه! صحف ابراهیم چه بوده؟ فرمود: همه مثل (و پند و اندرز) بوده، از جمله در آن نوشته بود: اى پادشاه مغرور من ترا نفرستادم مال دنیا اندوزى، ترا بر این مقام گماشتم تا نگذارى آه ستمدیدگان به درگاه من بالا رود که من دعاى مظلومى را رد نمى‏کنم هر چند کافر باشد، عاقل مادامى که عذرى ندارد باید قسمتى براى مناجات با پروردگار و براى محاسبه و بازپرسى خود، و براى تدبر و تفکر در دستگاه آفرینش، و براى استفاده از لذتهاى حلال قرار دهد.

و نیز خردمند باید به وضع زمان خود آشنا باشد، به کار خود مشغول باشد،و زبانش را نگه دارد، چه هر کس گفتارش را جزو اعمالش شمارد در مطالب بیهوده کم سخن گوید،  و نیز خردمند باید در جستجوى سه چیز باشد: اصلاح معاش، توشه‏ى آخرت، و لذت مشروع؛ گفتم: صحف موسى به چه زبانى بوده؟ فرمود: همه عبرانى بوده، و در آن نوشته بود:

عجب است از کسى که یقین به مرگ دارد چگونه شادى مى‏کند! و کسى که یقین به آتش دارد چگونه مى‏خندد! و کسى که مى‏بیند دنیا اهلش را زیرو رو مى‏کند چگونه به آن دل مى‏بندد و مطمئن مى‏شود! و کسى که به قضا و قدر الهى ایمان دارد چگونه تلاش بى‏جا مى‏کند! و کسى که به حساب و کتاب فردا یقین دارد چگونه عمل نمى‏کند! عرض کردم یا رسول اللّه در قرآنى که بر شما نازل شده چیزى از صحیفه‏هاى ابراهیم و موسى هست؟ فرمود بخوان: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى  وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى  بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا  وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏  إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولى‏  صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‏» آنکه جان خود از آلایش پاک کرد، و نام خداى خود را برد و نماز گزارد، رستگار شد، ولى شما زندگى دنیا را ترجیح مى‏دهید در صورتى که آخرت بهتر و پاینده‏تر است، این در صحیفه‏هاى نخستین مندرج است، یعنى صحیفه‏هاى ابراهیم و موسى.

تعداد اسامى پیامبران مذکورین در قرآن بترتیب حروف تهجى‏

آدم 25 جاى قرآن ابراهیم 67 جاى قرآن اسماعیل 11 جاى قرآن اسحق 17 جاى قرآن ادریس 2 جاى قرآن الیسع 2 جاى قرآن اسماعیل دیگر که اشموئیل است در 1 جاى قرآن الیاس (با ضم الیاسین بآن) 3 جاى قرآن ایوب 4 جاى قرآن اسباط 4 جاى قرآن داود 16 جاى قرآن ذو الکفل 2 جاى قرآن زکریا 7 جاى قرآن سلیمان 17 جاى قرآن شعیب 11 جاى قرآن صالح 9 جاى قرآن عیسى 25 جاى قرآن لوط 27 جاى قرآن موسى 135 جاى قرآن نوح 43 جاى قرآن هود 7 جاى قرآن هارون 20 جاى قرآن یعقوب 16 جاى قرآن یوسف 27 جاى قرآن یونس 4 جاى قرآن یحیى 5 جاى قرآن محمد (ص) 4 جاى قرآن احمد 1 جاى قرآن (رجوع به کتاب المرشد الى آیات القرآن الکریم و کلماته).

1- اسم لقمان که بعضى او را از پیامبران مى‏دانند دو بار در قرآن مذکور است.

2- از صحابه پیامبر: اسم زید بن حارثه در قرآن مذکور است.

3- اسم مریم 34 بار در قرآن مذکور است.

4- اسم ذو القرنین که برخی او را از انبیاء به حساب آورده اند 3 بار در قرآن مذکور است.

به نظر می رسد با توجه به روایات و آیات الهی لقمان و ذوالقرنین و طالوت جزو انبیاء الهی نبوده بلکه از عباد الصالحین باشند . والله اعلم

پیامبران اولواالعزم

سماعه گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم تفسیر آیه شریفه" فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ اى رسول ما تو هم مانند پیغمبران اولو العزم (در تبلیغ دین خدا و تحمّل اذیّت امّت) صبور باش "‏ چیست؟

فرمود (رسولان الواالعزم) نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و محمّد علیهم السّلام‏اند درود خدا بر آنها و همه پیامبران باد،

عرضکردم چگونه آنها اولو العزم شدند؟

فرمود زیرا نوح مبعوث شد با کتاب و دین، و هر کس بعد از نوح آمد پیرو کتاب و مرام او بود تا وقتى ابراهیم علیه السّلام صحف را آورد با قانون نسخ کتاب‏ نوح (1) نه اینکه باو کافر شود (بلکه مرام او را تکمیل فرمود) پس هر که بعد از ابراهیم آمد پیرو صحف و شریعت ابراهیم بود تا وقتى موسى تورات و قانون نسخ صحف را آورد، پس هر پیامبرى بعد از موسى آمد، پیرو تورات و شریعت موسى شد تا مسیح انجیل و قانون نسخ مرام موسى را آورد، پس هر پیامبرى بعد از مسیح آمد پیرو شریعت و آئین او شد تا وقتى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آمد و قرآن، و شریعت خویش را آورد، و حلال او تا روز قیامت حلال، و حرام او تا روز قیامت حرام است، اینهایند، پیامبران اولو العزم

پیامبران اولو العزم را باین لقب اختصاص داده‏اند زیرا...

جابر از حضرت باقر علیه السّلام در باره آیه: وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً«سوره طه آیه 115»فرمود یعنى در باره محمّد و جانشینان بعد از او از آدم پیمان گرفتیم فراموش کرد ترک آن نمود و عزم عقیده‏اى در اینکه آنها داراى این مقامند نداشت.

پیامبران اولو العزم را باین لقب اختصاص داده‏اند زیرا خداوند با آنها عهد بست راجع بحضرت محمّد و ائمه علیهم السّلام و حضرت مهدى علیه السّلام و روش آنها، این پیمبران پذیرفتند و معتقد شدند که آنها همین طورند و اقرار نمودند بمقامشان.

برسی واژه ای نبی و رسول و تفاوت ما بین آنها

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فی‏ أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم‏ و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزى تلاوت مى‏نمود، شیطان در تلاوتش القاى [شبهه‏] مى‏کرد. پس خدا آنچه را شیطان القا مى‏کرد محو مى‏گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى‏ساخت، و خدا داناى حکیم است. «سوره حج آیه 52»

 بحث لغوی واژه نبی

این لفظ که بر وزن فعیل است اگر بمعنى فاعل باشد معنایش خبر دهنده است زیرا که نبىّ از جانب خدا خبر میدهد مثل نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ حجر: 49 ببندگان من خبر ده که فقط منم غفور رحیم و نیز از وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ حج: 52. معلوم میشود که نبىّ رسالت دارد نه فقط حامل خبر است.

و اگر بمعنى مفعول باشد معنایش خبر داده شده است که نبىّ از جانب خدا خبر داده میشود مثل: نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ تحریم: 3. خداى علیم و خبیر بمن خبر داد ولى ظاهرا مراد از آن در قرآن مجید معناى فاعلى است لذا آنرا در صحاح و قاموس و مصباح‏ و اقرب الموارد «المخبر عن الله» معنى کرده‏اند« قاموس قرآن، ج‏7، ص: 8»

بحث لغوی واژه رسول

رسل:

رسل (بکسر اول) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است. و رسول بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپیام اطلاق میشود مثل قول شاعر «الا ابلغ ابا حفص رسولا» و گاهى بشخص پیام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسلیط ... و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گوید: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نیز بمعنى مرسل و فرستاده شده است.

خلاصه آنکه رسول در اصل مصدر و در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پیام آور است. «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» آل عمران:144. جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده مثل آیه فوق و نحو «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ» بقره: 253.

 (مرسل) بمعنى فرستاده شده است مثل «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ» اعراف: 75. جمع آن مرسلون است «قالَ فَما خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ» حجر: 57. و مرسلات در «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً» مرسلات: 1. جمع مرسله است. (مرسل) (بکسر سین) اسم فاعل بمعنى فرستنده و رها کننده است «وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ» فاطر: 2. جمع آن مرسلون است «وَ لکِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ» قصص: 45. (رسالت) (بکسر اول و گاهى مفتوح آید) اسم است بمعنى پیام (اقرب- قاموس) «یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَةَ رَبِّی» اعراف: 79. جمع آن رسالات است «أُبَلِّغُکُمْ رِسالاتِ رَبِّی» اعراف: 62.

(و همچنین) (رسول)َأْتِیا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِینَ»

 شعراء: 16 در صحاح و قاموس گفته: چون فعول و فعیل در آن مفرد و جمع و مذکر و مؤنث مساوى است لذا بجاى رسول رسل نیامده است در مجمع گوید: رسول مفرد و در معنى جمع است ناگفته نماند نظیر این آیه در سوره طه آیه 47 تثنیه آمده است «فَأْتِیاهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّکَ».

 «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ» تکویر: 19.

مراد از رسول در اینجا جبرئیل است.

مراد از رسل در قرآن مجید اکثرا پیامبران است ولى گاهى از آن ملائکه مراد است مثل «قالُوا یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ» هود: 81 و مثل «تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یُفَرِّطُونَ» انعام: 61.

 «إِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ» یونس:

21. آیات دیگرى نیز در این زمینه هست. در آیه «وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ لِأَیِّ یَوْمٍ أُجِّلَتْ لِیَوْمِ الْفَصْلِ»

« قاموس قرآن، ج‏3، ص: 91»

با توجه به انچه که گفته شد به نظر می رسد در تفاوت این دو واژه نکات ظریفی نهفته است که برای پی بردن به انها نباید به مباحث لغوی اکتفا نمود بطوریکه در قران مبین واژه رسول در معرفی و تبیین انبیاء اولواالعزم و یا بعنوان فرستاده ای خاص از جانب حق آمده است و دلیل تامی نیست که از آن نتیجه گرفت رسول به برخی دیگر از انبیاء اولواالعزم نیز اطلاق شود و حتی در آیه 47 سوره طه از این جهت هارون نبی علیه السلام را نیز در کنار موسی کلیم الله علیه السلام رسول خوانده که ایشان در نزد فرعون مامور یتی واحد دارند که در این ماموریت موسی کلیم الله علیه السلام لسان الهی است پس هارون علیه السلام از موسی است و بحث در این که وحدت هارون و موسی چگونه بود و مسایل مربوط به آن مجال دیگر می طلبد پس رسول بمعنای فرستاده ای خاص می باشد که حکیم مطلق برای کمال و اکمال فرستاده است و ناقه صالح را از این جهت قرآن رسول خوانده است که اکمال و اتمام دعوت صالح نبی علیه السلام بود و چون ناقه بناحق ذبح شد عذاب واجب گشت . و یا در جریان مریم قدیسه سلام الله علیها از جبرئیل با کلمه رسول یاد شده است چرا که جبرئیل برای کمال مریم صدیق سلام الله علیهاو اکمال امر و وعده ی الهی فرستاده شده بود و انبیاء اولواالعزم نیز از این جهت رسول خطاب شده اند که هریک شریعتی تازه آوردند که اولوالعزم بعد از او آنرا کامل تر می نمود چناچه اگر چیزی به کمال رسد مطمئنا تغییری در او صورت پذیرد پس انبیاء اولواالعزم با توجه به موقعیت شان حامل شریعتی نو بودند که با تغییر موقعیت ها و دخالت برخی دیگر از عوامل در زمان اولوالعزم بعدی تغییر شریعت را واجب می نمود تا اینکه حضرت ختمی مرتبت صل الله علیه و آله و سلم مبعوث شدند و چون خاتم انبیاء و رسولان الهی بودند پس شریعت ایشان کمال شرایع تمامی انبیاء اولواالعزم قبل از خود می باشد و البته شریعت نبی اعظم صل الله علیه و آله و سلم نه تنها متناسب موقعیت رسالت ایشان بوده بلکه به 1001 دلیل شریعت دین داران موحد تا ابد نیز می باشد و این شریعت تنها ترین شرایع است که از صراط ولایت در تمامی قرون بعد از ظهورش تازه گی و صمدانیت اش را حفظ نموده است و به همین جهت برجسته ترین امتیاز شریعت نبوی اکمال دین خداوند و اتمام نعمت الهی تا ابد برای بشریت است که این مهم با اعلان ولایت مولا علی علیه السلام که هدف بعثت تمامی انبیاء ظهور نبی اعظم صل الله علیه و آله و سلم برای اعلان آن مرد بینهایت بود که این امر خطیر در روز 18 ذیحجه سال دهم هجرت در میقات غدیر خم بوقوع پیوست پس چون اکمل و اتم دین الهی ولایت مولا علی السلام است پس بیهود نیست برخی از القاب حضرت ختمی مرتبت صل الله علیه و آله وسلم و جانشین بلافصل او یکی می باشد .نباشد اگر مولا علی علیه السلام را رسول بنامیم در عین اینکه بعد از نبی پیامبری نیست پس مولا علی علیه السلام رسول ویژه الهی برای بثمر رسیدن تمامی زحمات و تلاش ها و... انبیاء الهی می باشد . که این خود بحثی مستقل و مفصل است که در آینده به تفصیل در مورد آن سخن خواهیم گفت .

یا حق

شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۸ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()

 

هو الحق

کسانی که بد را پسندیدند                        ندانم زنیکی که بد دیده اند

خطر هجوم همه جانبه دشمنان اسلام ناب محمدی صل الله علیه و اله و سلم برای ترویج جهل و فسق و اباطیل در میان مسلمانان بالاخص نابودی روح و جسم و شخصیت و اعتقادات جوانان این مرز و بوم بسیار جدی است .

مدت های مدیدی است که در عرصه نویسندگی در موضوعات متنوع دینی و اجتماعی و فرهنگی در حد توان خود به ایفای وظیفه به هم نوعان خود می باشم . و با توجه به این که هرچه داریم از ولایت مولا علی است این بنده نیز به نوبه خود در جهت آشنایی و روشنائی مخاطبان مقالات و نوشته جات و گاها دلنوشته هایم سعی نموده ام نقالی صادق و صریح برای حق و حقیقت بوده باشم لذا برای فردی که اراده نموده است تا به فضل الهی و بکرم مولایش عمر خویش را در ترویج حق و حقیقت حقانی ولایت مولی علی هز ینه نماید و خادم آستان مطهر ائمه اطهار بنوعی بوده باشد بسیار دشوار است ببیند دشمنان خدا چگونه برخی از جوانان پاک سرشت را فریب داده و عملا بر علیه اصالت هایشان بشوراند . و با تزریق افکار و عقاید فاسد عملا آنها را در باتلاق جهالت مشغول انواع فسق و فجور و اباطیل گردانیده و از ایشان بر علیه دین الهی و به نفع استثمار (خودشان)بهره برند . و ایشان را در مسیری سوق دهند که خدا را از یاد برده و با دیانت و اصالت و کشور خود بیگانه شوند و چون انسان اگر خود را فراموش کند هراسی از غوطه ور شدن در شهوات شهوت سرا ها نخواهد داشت پس این فقیر حقیر عاصی درگاه خداوند وظیفه خود دانست تا با مدد خواستن از مولایش در حد توان خود بدفاع از صداقت  ها و پاکی ها اقدام نماید و چون در تحقیقات محقیقین اثبات گردیده است که مهمترین خللی که منجر به فجایع جبران ناپذیری شده است روشنایی کم و متاسفانه در برخی مسائل و امور محدود دیانت ولایت محور است ، بر آنیم تا مجرای اعتقادات صحیح باشیم . لذا چون معرفت خدا جز از طریق فرستادگانش و ائمه اطهار علیهم السلام امکان عقلی و معرفتی ندارد پس تبیین سیره و سنن آن بزرگواران با امکانات بالفقوه محدود امری ضروری است. و از طرفی دیگر این فقیر حقیر عاصی درگاه خداوند در جهت عمل نمودن به فرمایش رحمه للعالمین صل الله علیه و آله و سلم که بیاموزید و بیاموزانید در عمل ارج نهاده باشیم و از طرفی دیگر چون هر چیزی زکاتی دارد و زکات عمل نشر آن است برآنیم که قربه الی الله با نشر تحقیقات بیست و چند ساله خود در اینترنت و ... بتوانیم از این طریق در جهت تکمیل عقول و معرفت و ارتقاء بمقامات عالیه انسانیت و شایستگی زندگی و ابدیت و تنبیه غافلین از غفلت و ترفیع درجات و تسخیر و جلای قلوب و نیل بمقاصد و مطالب و عزت و سعادت و کسب معالی و نجات از اشرار و خود قدمی برداریم و با توجه به تحقیات گسترده خود که در کنار ایرانگردی هایم برای آشنایی با اقوام و مذاهب گوناگون این مرز و بوم انجام داده ایم و از همه چیز خود برای اقامه اسلام ناب محمدی صل الله علیه و آله و سلم  هزینه نموده ایم هیچ چیزی را نافعتر و شایسته تر از فرمایشات قران و انبیاء الهی و ائمه اطهار علیهم السلام اجمعین نیافتم بطوریکه دریافتم خداوند ذکر اش را به انسان ها سفارش نمود و بوسیله برگزیدگانش طریق ذکر را تعلیم داد تا در جهت کمال بندگی محض قدم بردارند و با اجتناب از ناپاکی ها و گناهان اعم از کبیره و صغیره ، چشم بپوشند از غیر خداوند و به امید الطاف خداوند در حالیکه اخبتوا الی ریهم در طلب توفیق و فیوضات ملکوتی و لاهوتی اند، قدم در ذکر حق گذارند و اذکار و ختوم و اوراد حقانی که صراط معرفت حقیقی و کانون محبت الهی و کیمیای سعادت و گنج رحمت و بحر خیرات و منشا برکات اند و این همه و بسیاری که قلم توان نگاشتن و اجازه بیان نمودن در اسرار و فواید آثار ذکر حق را ندارد در سایه سار اطاعت عارفانه و عالمانه و عاقلانه از انبیاء الهی مخصوصا وجود مبارک انبیاء اولوالعزم و از وارثان بحق ایشان اهل بیت معظم نبی اعظم صل الله علیه و آله و سلم می باشد که این برگزیدگان ملکوتی از جانب حق لاهوتی تکوینا و تدوینا و تشریعا صراط مستقیم مقاصد و اهداف عالیه و متعالی و ملکوتی می باشند.

سخن پایانی

بر طالبین حقیقت و سالکین حق است که در کنار پذیرفتن انبیاء و اولیاء و اوصیاء بالاخص ائمه اطهار علیهم السلام بعنوان الگو و اسوه در تمامی لحظات و موقعیت هایشان با گردن نهادن به حکمت الهی در ارسال انبیاء و ابلاغ اوصیاء با معیت موقنانه قران مبین قدم هایشان را دقیقا در جای رد پای آنها قرار دهند و چون به فرموده قران مجید تر و خشکی نیست که از سعادت انسان باشد و در قران نباشد پس "الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون * والذین یومنون بما انزل الیک و انزل من قبلک و بالآخرة هم یوقنون * اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون"(سوره بقره آیات 3 تا 5) و چون"ان الارض یرثها عبادی الصالحون(سوره انبیاء آیه 105)" پس "والعاقبة للمتقین"(سوره هود آیه 49)

شایان ذکر است که در مورد انواع ذکر و خاصیت های آنان و خواص حروف تهجی و نجات و درمان بوسیله اذکار الهی به امید حق اگر عمری باقی باشد به فضل الهی و بکرم مولا علی علیه السلام در حد توان و قدرت خویش مفصلا به بحث خواهیم نشست. ان شاء الله

والسلام علی من التبع الهدی

سه‌شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۸ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()
تگ ها: انبیاء

هو الحق
کسانی که بد را پسندیدند ، ندانم زنیکی که بد دیده اند
انبیاء الهی ارزش و بهای اوراق و تجربه تاریخ بشریت اند بطوریکه مورخان صادق و حتی برخی از مورخان لجباز حق ستیز نیز تلاش و کوشش و صبر و رضایت مندی ایشان از خداوند را همواره تصدیق نموده اند .
خداوند متعال در قران مبین بر پیامبر خاتمش صل الله علیه و آله و سلم قصص برخی از آنان را در چند مرحله آورده تا برای نبی رحمت قوت قلب و مجرای روشن شدن حقایق و برای مومنین پند و اندرزی جاودانه باشد. و در این مجال گروه نویسندگان وبلاگ مبتکر بر آن شده اند که مختصری از احوالات انبیاء الهی که در قران بنحوی از ایشان یاد شده است در وبلاگ درج نمایند تا در حد خود بتوانند گوشه ای هرچند ناچیز از زحمات آن بزرگواران را و خاتمیت ختمی مرتبت را و برتری دین اسلام انعکاس دهند و در جهت جامع عمل پوشاندن به دستور صریح قران در جهت آشنا شدن با سیره و سنن بزرگوارانی که به نص صریح قران بر هر مسلمانی واجب است تا به ایشان اعتقاد و ایمان داشته باشند در حد توان خود بتوانند ایفای وظیفه نمایند و چون قصص انبیاء تنبیه و تبشیر نورانی برای اهل ایمان بعنوان یک منت عظیم الهی است پس تاریخ انبیاء راهگشای روان گردیدن مومنان به مقاصد عالیه و محافل نورانی خواهد بود . بر این اساس به فراخور نوع ارتباط ما با مخاطب هایمان، خلاصه ای از کلیات زندگانی پیامبرانی که بنوعی مورد اشاره ی قران بوده اند در پست های متعدد درج خواهد شد و در ادامه خلاصه ای از زندگانی ائمه اطهار علیهم السلام بعنوان حسن ختام این مجموعه در وبلاگ منعکس می گردد.
چون بگفتا آن نبی ختم الانبیاء / یا علی حق با تو و از آن توست
[پس بدان]جمله حق و حقایق در ید مولا علی است/ لیک اگر حق گفتنی است پیام مولا علی است
یا حق

یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۸ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر)بازنویسی مطالب توسط سجاد علیپور نظرات ()
تگ ها: قرآن و انبیاء